به وبلاگ خنده و شادی خوش آمدید
قالب وبلاگ

بهش سر بزن

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 14:37 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا 


واسه ماشین پسر خالم میخواستیم بریم ضبط بخریم من بهش گفتم اگه بتونیم از این ضبطایی که از رو ماشینا میدزدن پیدا کنیم خیلی ارزونتر در میاد.حالا رفتیم تو مغازه پسر خالم برگشته به فروشنده میگه:داداش ضبط دزدی تمیز چی داری؟!هیچی دیگه کلی به یارو توضیح دادم که این طفلی عقب موندست و منظوری نداشته


ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷـﻢ ﻣﯿﮕﻢ : ﮐـﻼﻏﻪ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺒـﺮ آﻭﺭﺩﻩ ﮐـﻪ
ﺳﯿﮕـﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯽ ...
ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕــﻪ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺯﻧـﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧـﯽ ﺑﺎ
ﭘﺮﻧـﺪﻩ ﻫﺎ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨـﯽ؟ 



یکی از کارایی که دوست دارم بکنم اینه که تو عروسی اقوام یهو داد بزنم:
"به افتخار دوس دختر ای داماد "!


اصن لذتي كه تو برداشتن متمادي دستمال كاغذي از تو ساندويچي هست تو خوردن يه بندري دونونه مجاني نيست


" فرق ما با نسل جدید "
اون چیه که بدون اون نمیشه زندگی کرد ، اما دیده نمیشود ؟
جواب ما : هوا
جواب نسل جدید : وایرلس


دخترا و پسرای گل خاهشا یعنی من التماس میکنم یعنی به پاتون میفتم دیگه
با خانواده دعوا نکنین ما به اندازه کافی تو این مملکت خواننده داریم
زندگیتو بکن دیگه


خوشم میاد تو تقویممون از روز جهانی بیابان زدایی گرفته تا روز جهانی توالت داریم،ولی روز پسر نداریم؛یعنی آدم امید به زندگی در درونش فوران میکنه



عاشق اون دسته از پسرا هستم که :
به يه دختري ميگن :
کسي اذييتت کرد به خودم بگو !
دختره هم ميگه :
عزيزم يکي اذيتم کرده و فحشم داده !
پسره ميگه :
ولشون کن گلم، مريضن !!!
خولامصبا شما که حوصله ندارين چرا الکي ميگين!؟


وصـیـت کـردم هـرکـی تـو مـراسـم خـتـمـم گـفـت : "خـدا بـیـامـرزدش ، راحـت شـد"بـا لـبـه ی سـیـنـی حـلـوا چـنـان بـکـوبـن تـو دهـنـش تـا اونـم راحـت شـه بـیـاد پـیـش مـن !!!

والا جـای مـن اظـهـار نـظـر میـکـنـه


     دوستم زنگ زده خونمون مادر بزرگم گوشی رو برداشته
    در حالیکه گوشی دم دهنشه از من میپرسه بگم هستی یا نیستی؟!!!
    من :|
    مادربزرگمم همچنان منتظر جواب من! :


عجب معادله پیچیده ای:
سوسک از موش می ترسه
موش از گربه می ترسه
گربه از سگ می ترسه
سگ از مَرد می ترسه
مرد از زن می ترسه
زن از سوسک می ترسه
کار خدا رو می بینید!!


خارجی ها قبل از امتحان:
موفق باشی رفیق :)
.
..
...
ایرانی ها قبل از امتحان:
برسونی ها =


یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن ااگه به یه بوته شلغم رسیده بودن الان هلو می داد!!


به مامانم میگم موهام میریزه،میگه کمتر برو اینترنت !!!
    خواستم بگم اگه دردی،مرضی،سرطانی چیزی دارین بگین از مامانم بپرسم دلیلش چیه 


    حالم اینقد خرابه که دارم جاستین رو با مجید خراطها باهم گوش میدم


   یعنی اعتماد به نفس بعضیا رو اگه صندوق صدقات داشت الان بانک مرکزی بود


    یکی ازتفریحاتم اینه که توی میهمانی های رسمی به دوستانی روبه رویم پیام میفرستم 
:شلوارت پارست !!
 امتحان کنید طرف حداقل پنج کیلوکم ﻣﻴﮑﻨﻪ



عاشقتونم

[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 ] [ 0:56 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

 

آمد آن ماهی که نامش رمضان است

معده از آمدنش شدیدا نگران است !

.

.

.

اندکی صبر …

زولبیا بامیه ” نزدیک است !

.

.

.

باز ماه رمضان آمدست و روزه / رایگان گشت بلیط اتوبوس و موزه

باز در بند شدند لات و ابلیس و هبل / باز بلبل به چمن می فروشد غمزه

بعد افطار دلت گرد و قلمبه گردد / بس که خوردی کباب جوجه یکروزه !

.

.

.

ما فردا شب واسه افطار میایم خونتون

(ستادایجاد رعب و وحشت درماه رمضان) !

.

.

.

تابلو هلال احمر رو به غضنفر نشون میدن

میگن معنی این تو جاده چیه؟

میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی !

.

.

.

به طرف میگن چرا روزه نمیگیری؟

میگه :  مشکل دارم، نمیشه

مشگن مشکلت چیه ؟

میگه : گرسنه ام میشه !

.

.

.

ای کسانیکه روزه نمیگیرید…….حداقل افطار کنید….. !

چون از قدیم گویند کار را آن کرد که تمام کرد !

.

.

.

هرچند که روزه است حاجی رمضان

تا خرخره می خورد حقوق دگران

یک ذره غبار اگر رود توی گلوش

از بابت روزه می شود دل نگران !

 

 

در خانه ما ز خوردنی چیزی نیست

ای روزه میا وگرنه خواهم خوردت !

 

 

 

چون ندارم چیز بهر خوردنم

ماه روزه ،روزه خواری می کنم

چون به پایان می رسد ماه صیام

از فراقش آه و زاری می کنم !

 

 

 

سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه

 

 

 

نظر یادت نره

[ یکشنبه نهم مرداد 1390 ] [ 1:18 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

 

امروز، مهمترین تکیهگاه زندگیام را از دست دادم؛ پشتی صندلی کامپیوتر شکست

 

اس ام اس شب امتحان یه احمقی یه درسی اختراع میکنه هزار تا عاقل نمیتونن پاسش کنن

 

پسر میره خواستگاری ، پدر عروس میگه مهریه دخترم صد بشکه بنزینه! پدر داماد میگه پسرم 

پاشو پاشو یه دختر گازسوز پیدا کنیم

 

 

فتوای جدید : از این پس خوردن بستنی عروسکی حرامه چون معلوم نیست دختره یا پسره !

 

 

حیف نون به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس! من برای ازدواج دو روز مرخصی می خوام.

رئیس گفت: شما که یک هفته تعطیلی داشتین چرا ازدواج نکردین؟

حیف نون گفت: آخه نمی خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!

 

 

رفتم شلوار بخرم می گم کجاییه؟

می گه ایتالیاییه.

می گم چرا پرچم ایران داره پس؟

میگه دِ! این پرچم ایتالیاست!

می گم پس این الله وسطش چیه؟

می گه برای ایران زدن دیگه

 

 

دیونه

وحشی

سنگدل

ترسو

تیمارستانی

دورو

ابله

روانی

معتاد


حالا کلمه اول هر حرف رو کنار هم بزاری چی میشه؟



تو بهترین گل دنیایی . . .

اما نه صبر کن

پرچم کمک داور بالاست

آفسایده !

 

 مراحل چهارگانه تحقیق در ایران:

Ctrl+A

Ctrl+C

Ctrl+V

Ctrl+P

 

 

 

حیف نون به دوستش میگه بیا نون و پنیر و انگور بخوریم، دوستش میگه من اسهال دارم،

حیف نون میگه ولش کن اونو بعدا میخوریم!!!

 

 

خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است و به هر کس که 

بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند !

 

تابلو هلال احمر رو به غضنفر نشون میدن

میگن معنی این تو جاده چیه؟

میگه به ماه مبارک رمضان نزدیک میشوی !

 

 

حبیبم اگر خوااابــــــهحبیبم اگر خوااابـــــــــــهحــــــــــــبیبم اگر خوااابـــــــــــــهمثل اینکه

خوابه هیییس..!.بیا تو!

 

 

هنگامى پسرها سر به زیر میشوند که سنگ فرش خیابان ها آیینه کارى شود

 

 

آخرین خبر از اون دنیا : پل صراط رو برداشتن و جاش تله کابین گذاشتن ، راحت باشید

 

 

توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد من فقط برق رو اختراع کردم جان مادرتون  واسه 

قبضش به من فحش ندین

 

هیچ وقت حسرت چیزایو رو که نداری نخور

مثه عقل، فهم، شعور، درک، انسانیت ،شخصیت، خوشگلی

حالا مثلا من دارم کجا رو گرفتم !؟

 

کاردستی


- – - – - – - – - – - – - – - – - – -)( – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
- – - – - – - × – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - × – - – - – - -
- – - – - – - – - – - – - – - – - – -)( – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -

صفحه گوشی خود را خود را از محل نقطه‌چین بریده و از محل‌های مشخص‌شده تا بزنید تا

کاردستی زیبای‌تان درست شود

 

میدونی کـــوکــو سبزی به انگلیسی چی میشه؟؟
.
.
.
.

.
where is where is Vegetable

 

شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمی خواد!! خواستگار می خواد که تو نداری!

 

کنکوری های عزیز ! هیچکس از شما توقع نداره ! امید امام هم به دبستانی ها بود !

 

 

نظر یادت نره ها

 

 

http://s1.picofile.com/file/6421871226/tresgros.gif

[ دوشنبه سوم مرداد 1390 ] [ 2:52 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

خنده دار اما تلخ mahsae-ali

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

دو روزه با دختره رفیق شدی، میپرسه فامیلیت چیه؟ میگی میخوای چی کار؟ میگه میخوام ببینم به اسم بچه

هامون که انتخاب کردم میاد

یا نه!! …

 

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

خانومه ناراحت توی تاکسی: به فاصله چند روز هم شوهرم بهم خیانت کرد هم دوست پسرم!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

 واسه دوست دخترت شارژ می فرستی، بعد میگه تو بزنگ!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک

لندن!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟

 هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

میگه به خدا راست میگم. طرف میگه نه، اگه راست میگی بگو به جون مامانم!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟

 یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!!

 

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

طرف سوار اسب شده، عکسشو گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

 رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی

از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

بابام نشسته یه میزگرد به زبون آلمانی میبینه، میگم مگه میفهمی چی میگن؟ میگه قیافه هاشونو که میبینم

میفهمم در مورد چی حرف میزنن!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

سربازه اومده مقابل دبیرستان دخترونه کشیک بده مزاحمت ایجاد نشه، خودش چشمک میزنه به ملت! خدا هم که فقط نشسته با ابی چای مینوشه!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

 پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه

آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟·

  رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه!

دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!

 

آخه این چه دنیاییه؟؟؟

  یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور!!

mahsae-ali

 

 

mahsae-aliنظر نمیدی ؟؟؟mahsae-ali

 

[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 2:46 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

خیلی باحاله

 

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم…


از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر کسی

نمیده!
 

خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود

فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن

تبلیغات نبود ….

 
احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره ،لابد

فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت میده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی

دهنم…!!!
 

خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با کلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می کنه؟!!
 

کفشهامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و کفشم برق

بزنه!
 

شکم مبارک رو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو کاملا بی تفاوت نشون بدم!
 

دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل میده…؟!

 

همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم کرد و یک کاغذ

رنگی به طرفم گرفت و گفت: “آقای محترم! بفرمایید!”

قند تو دلم آب شد!

با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی که بهش نشون بده گفتم: ا ِ، آهان، خب چرا من؟

من که حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب، باشه، می گیرمش ولی الآن وقت

خوندنش رو ندارم! کاغذ رو گرفتم …

چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک تولدی که

دست یک آقای میانسال بود! وایسادم و با ولع تمام به کاغذ نگاه کردم، نوشته بود::
.
……
 
……

 

.دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا

[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 2:35 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

بد شانسی
سلام . کیه؟

سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!

نمیشه!

چرا؟

چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

بابایی ما که عمو حسن نداریم!


چرا داریم. الآن پیش مامانه.


ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!


چشم بابا


(چند دقیقه بعد)


بابا جون گفتم.


خوب چی شد؟


هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور که از

پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره دیگه !!؟


خوب عمو حسن چی؟


عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک

صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همونتو خوابیده!


استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم مگه شماره ****۰۹۱۷ نیست؟


نه

139fs122428.gif4076.gifbudo.gif 

[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 2:33 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

یه انشای توپ

قلم بر قلب سفید كاغذ می گذارم و فشار می دهم تا انشاء ام آغاز شود. سال گذشته سال بسیار خوب و

پر بركتی بود. سال گذشته پسر خاله ام زیر تریلی یك چـــرخ رفـت و له گـــــــشت و ما در مجلس ترحیمش

شركت كردیم و خیلی میوه و خرما و حلوا خوردیم و خیلی خوش گذشت. ما خیلی خاك بازی كردیم. من هر

چی گشـتم پــــسرخاله ام را پیــدا نكردم. در آن روز پدرم مرا با بیل زد، بدون بی دلیل! من در پارسال

خـــیلی درس خواندم ولی نتـــوانستم قبول شوم و من را از مدرسه به بیرون پرت كردند. پدرم من را به

مكانیكی فرستاد تا کـار كـنم و اوســتای من هر روز من را بازنجیر چرخ می زد و گاهی وقت ها كه خیلی

عصبانی می شد من را به زمین می بستو دو سه بار با ماشین یكی از مشتری ها از روی من رد می شد.

من خیلی دركارهای خانه به مـادرم كمك می كنم. مادرم من را در سال گذشته خیلی دوست میداشت و

من را خیلی ماچ می كرد ولی پدرم خیلی حسود است و من را لای درآشـپزحانه می گذاشت. درســــــال

گذشته شوهر خواهرم و خواهرم خیلی از هم طلاق گرفتند و خواهرم بسیار حـامله است و پدرم مــی گوید یا

پسراست یا دوقلو، ولی من چیزی نمی گویم چون می دانم كه بچه ای به این انـدازهاز هیچ كجای خواهرم

در نخواهد آمد! در سال گذشته مـا به مسافرت رفتیم و باقطار رفتیم. مــن در كوپه بسیار پدرم را عصبانی

كردم و او برای تنبیه من را روی تخت خواباند و تخت را محكـــم بست و من تا صبح همان گونه خوابیدم! پدرم

در سال گذشته خیلی سیگار می كشید و مادرم خیلی ناراحت است وهــــــــی به من میگوید: كپی

اوغلی، ولی من نمی دانم چرا وقتی مادرم به من فحش می دهــــــد، پدرم عصـبانی می شود! در سال

گذشته ما به عـــید دیدنی رفتیم و من حدودا خیلی عیدی جـمع كرده ام، ولی پدرم همه آن هارا از من

گرفت و آنتن مـــــــاهواره ای خرید كه بسیار بــد آموزی دارد ومن نگاه نمی كنم و پدرم از صبح تا شب

شوهای بی نــاموسی نگاه می كند وبشكن می زند. پــــــدرم در سال گذشته رژیم گرفته بود و هر شب با

دوستهایش آب و ماست و خیار می خورند و می خندند، گاهی وقتا هم آب با چیپس وماست موسیر! راستی

یادم رفت پارسال ما با ماشین خودمان داشتیم میرفتیم مسافرت كه داداشم می خواست پوست تخمه رو از

پنجره بندازه بیرون كه یهو یه تریلی از كنار ماشین رد شد و دست داداشم را از بازو قطع كرد و ما همگی

خندیدیم. من خیلی سال گذشته را دوست دارم و این بود انشای منdancegirl2.gif25r30wi.gif

 

نظر یادت نره ها

 

 

[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 2:27 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

یازم تابستون شد و افتخار دارم که باهاتون باشم خییییلی سال خوبی بود بهترین سال تحصیلیم بود

تابستون امسال می خوام بترکونم چون آخرین تابستونمه و از سال دیگه باید واسه کنکور درس

بخونم امیدوارم تو این ۹ ماه به شما خوش گذشته باشه خیلی ها تو این ۹ ماه نظر دادن شرمنده که

جواب ندادم ایشالا تو این ۳ ماه جبران می کنم  امروز واستون مطالب توپی گذاشتم که امیدوارم

خوشتون بیاد

دوستون دارم 

بوسسسسسسس 

 

 

مطالب خنده دار پایین رو بخونید

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 19:7 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

مراحل دانشگاه

 

ترم اول (ترم جو گیریدگی):

الو سلام مامانی. منم هوشنگ.

وای مامانی نمی دونی چقدر اینجا خوبه. دانشگاه فضای خیلی نازیه. وای خدا خوابگاه رو بگو.

وقتی فکر می کنم امشب روی تختی می خوابم که قبل از من یه عالمه از نخبه ها و دانشمندای

این مملکت توش خوابیدن - و جرقه اکتشافات علمی از همین مکان به سرشون زده – تنم مور

مور میشه...

راستی اینجا تو خوابگاه یه بوی مخصوصی میاد که شبیه بوی خونه اصغر شیره ای همسایه

بغلیمونه.

دانشجوهای سال های بالاتر میگن این بوی علم و دانشس!

لامسب اینقدر بوی علم و دانش توی فضا شدیده که آدم مدهوش میشه!!!

پریشب یکی از بچه ها به خاطر Over Dose از دانش رفت بخش مسمویت بیمارستان!



ترم دوم (ترم عاشق شدگی):

آه ای مریم. ای عشق من. همه زندگی من.

می خواهم درختی شوم و بر بالای سرت سایه بیفکنم تا بر شاخسار من نغمه سرایی کنی.

می خواهمت با تمام وجود عزیزم.

همه پول و سرمایه من متعلق به توست.

بدون تو این دنیا رو نمی خوام. کی میشه این درس من تموم شه تا بیام بات ازدواج کنم...
ا

مروز یک ساعت پشت پنجره کلاستون بودم و داشتم رخ زیبایت را که همچون پروانه ای در

کلاس می درخشیدی تماشا می کردم...



ترم سوم (ترم افسردگی):

الو مامان سلام.

مریم منو ول کرد و گذاشت رفت!

مامان جون افسرده شدم اولین عشقم بود دارم میمیرم از غصه.

ای خدا بیا منو بکش راحتم کن.

مامان من این زندگی رو نمی خوام.....


ترم چهارم (ترم زرنگ شدگی):

الو سلام مهشید جون خوبی عزیزم؟

منم پژمان! کجایی نفس؟ نیستی؟

دلم تنگ شده واست. گنجشک کوچولوی من. بیا ببینمت قربونت برم...

مهشید جون من پشت خطی دارم. مامانمه. بعداً بت زنگ میزنم.......

الو به به سلام چطوری ندا جون؟

آره بابا داشتم با مامانم صحبت می کردم...

پیرزن دلش تنگ شده واسم! جوجوی من حالت خوبه؟

به خدا منم دلم یه ذره شده واست.

باشه عزیزم فردا ساعت 11 پارک پشت دانشکده دارو....



ترم پنجم (ترم مشروطه گی):

الو سلام استاد!

قربون بچه ات! دارم مشروط میشم، 2 نمره بم بده.

به خدا دیشب بابابم سکته کرد، مرد.

مامانم هم از غصه افتاد پاش شکست الان تو آی سی یو بستریه.

منم ضربه روحی خوردم دچار فراموشی شدم اصلاً شما رو هم یادم نمیاد ....

قول میدم جبران کنم....



ترم ششم (ترم ولخرجیدگی) :

الو مامان من خونه می خوام!

راستی اون 50 تومنی که 3 روز پیش فرستادی تموم شد.

دوباره بفرست.خرج پروژه ام شد!!!


ترم هفتم (ترم پاتوقیده گی):

سلام داش مصی!

حاجی دمت گرم امشب بساز ما رو ....

از اون پنیر شیرازیای ردیف بیار که مهمون دارم.


3
 صوت هم آیس بیار می خوایم فضا پیمایی کنیم... نوکرتم.... آقایی



ترم هشتم (ترم فارغ التحصیلگی):

الو سلام خانم.

واسه این آگهی که توی روزنامه دادید تماس گرفتم.

فرموده بودید آبدارچی با مدرک لیسانس و روابط عمومی بالا....

 

خوب بود ؟؟؟؟؟؟؟

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 18:59 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

 

 

پسرها نمی‌توانند

۱- با داشتن هیکلی ضایع تیشرت تنگ نپوشند و فیگور نگیرند!


۲
- از کلاس پنجم دبستان صورتشون رو سه تیغه نکنند و after

shave نزنند!

۳- پس از یافتن اولین مو در پشت لب احساس مردانگی نکنند و به فکر

ازدواج نیفتند!

۴- در میهمانیها و محافل خانوادگی احساس بامزگی نکنند و چرت و

پرت نگویند!


۵- ادعای با مرامی و با معرفتی و با وفایی و غیره نکنند!


۶- کت و شلوار صورتی با بلوز زرد نپوشند و
کراوات قهوه‌ای نزنند!


۷- احساس با غیرتی نکنند و راه به راه به آبجی کوچیکه گیر ندهند!


۸- از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینند و پدر ماشین رو در

نیارند!


۹- چرت و پرت نگند و از خودشون تعریف نکنند!

 

نظر؟نظر؟نظر؟

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 18:55 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

دخترها نمی‌توانند


۱- با داشتن دماغی تیر کمونی یا عقابی متالیک به جراح مراجه نکنند!


۲- با دیدن یکی خوش تیپ‌تر از خودشون، میگرن نگیرن و از زور

ناراحتی غش نکنند!


۳- با داشتن قدی کوتاه کفش پاشنه ۶۰ سانتی نپوشند و احساس قد بلندی

نکنند!


۴- روزی ۲۴ ساعت با تلفن حرف نزنند!


۵- روزی ۳۰-۴۰ هزار تومان آت و اشغال نخرند!


۶- از مهمونی و عروسی و برای هم خالی نبندند و با خالی‌بندی لایه

اوزون رو سوراخ نکنند!


۷- با یه دماغ عمل کرده احساس خوشگلی نکنند و فکر نکنند که مادر

زادی همینجوری بودن!


۸- مطالب چرت و پرت این قسمت رو بخونند و از عصبانیت سکته

نکنند!

نظر نمیدی؟؟؟

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 18:40 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد یک مرکز تجاری میشوند.

پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا

شدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟

پدر که تا بحال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین

چیزی ندیدم، و نمیدانم .در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با

صندلی چرخدارش به آن دیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را

روی دیوار فشار داد، و دیوار براق از هم جدا شد،آن زن خود را بزحمت وارد

اطاقکی کرد، دیوار بسته شد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی

بر بالای آسانسور افتاد که از یک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌

متعجب تماشا میکردند که ناگهان ، دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت

کم شدند تا رسید به یک، در این وقت

دیوار نقره‌ای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله مو طلایی بسیار

زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.پدر در حالی که نمیتوانست

چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت:پسرم ، زود برو مادرت را 

بیار اینجا

نظر ؟؟؟؟؟

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 18:11 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

معنی مدرسه :

 

مدرسه : زندان آلکاتراس

 

زنگ مدرسه : حمله آپاچی ها

 

معلمان مدرسه : جنگجویان کوهستان

 

رفتن به پای تخته سیاه : عملیات کرکوک

 

بـیرون از مـدرسه : خارج از محدوده ۱۸قـدم

 

نگاه دانش آموز به معلم : می خواهم زنده بمانم

 

تعطیلات مدرسه : روزهای خوش زندگی

 

گرفتن نمره ۲۰ : یک بار برای همیشه

 

امتحانات شهریور : شانس زندگی

 

اخراج ازمدرسه : مهاجرت

 

تقلب : چشم هایم برای تو

 

کارنامه : آن سوی آتش

 

مبصر : افعی

 

زنگ زیست : راز بقا

 

دفتر مدرسه : منطقه ممنوعه

 

پنج شنبه ها: خانه دوسـت کجاست

 

بردن کـارنامه به خانه : خانه در آتش

 

کارنـامه تـجدیدى : سالهای دور از خانه

 

انجمن مدرسه : ارتش سرى

نظر یادت نره ها

 

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 18:6 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

 

چندتا جک باحال :

 

می دونی آماره ازدواج در چه حیوونی بیشتر است ؟

جواب : تو حلزون چون هم خونه داره هم ماشین

 

زن و مرد جوانی به مناسبت تموم شدن

خونه جدیدشون دوستانشون را دعوت کرده بودند.بعد از اینکه

 تمام خونه را به دوستانشون نشون دادند

 یکی ازشون پرسید : خونه خیلی قشنگیه مبارکتون باشه

ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کرده‌اید.

 مرد جوان جواب داد : راستش را بخواهید قبل از اینکه خونه‌مان

 را بسازیم مادر زنم بهم گفت: مادر جون تو را ب...ه خدا،

فکر یک گوشه از خونه را واسه من هم بکنید.

 

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ؟!

ميگه هر خوشكلی يه نقصی داره !

.

.جهان بیش از ۶ میلیارد نفر جمعیت داره، یکی نیست به من نادون بگه: چرا واسه تو مسیج میفرستم؟

 

دانشمندان دارن تحقیق میکنن که یک انسان تا چند وقت میتونه بدون مغز زندگی کنه یه لطفی بکن سن خودتو بهشون بگو !!!

 

غضنفر گردوخاک میره تو چش میره چلوی آینه تو چشمش فوت میکنه خانمش میگه دیوونه تو فوت نکن بزار اون فوت کنه.

 

به غضنفر میگن بابات چند سالشه ؟ میگه نمیدونم خیلی وقته داریمش!

 

به یارو میگن : نظرت راجع به روزنامه ها چیه؟ میگه جام جم خشکه - رسالت تیزه - همشهری نرمه - کیهان عالیه با بقیه هنوزشیشه پاک نکردم.

 

خدا زن را آفرید و به او گفت در هر گوشه ی زمین که بگردی میتونی

مرد ایده آل خود رو پیدا کنی آنگاه بود که خدا زمین را گرد آفرید

 

و حوا به آدم گفت : آیا دوستم داری ؟ و آدم پاسخ داد : مگه خبر مرگم

چاره دیگه ای هم دارم و اینگونه بود که عشق آغاز شد

 

غضنفر سوار تاکسی میشه، میشینه کنار یک دختره … یک مدت

میگذره، برمیگرده به دختره میگه: ببخشید خواهر، یک سوال جنسی

داشتم! دختره میگه:خفه شو کثافت نکبت! باز یک مدت میگذره، باز

غضنفر میپرسه:  ببخشید، میتونم یک سوال جنسی بپرسم؟دختره میگه:

گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننت بپرس خلاصه غضنفر اونقدر گیر

میده تا آخر دختره حوصلش سر  میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟!

غضنفر میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟

 

 

 

[ جمعه سوم تیر 1390 ] [ 17:0 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبی؟؟؟؟؟؟

شادی ؟؟؟؟

 

من  به علت اینکه خیلی به علم و دانش  اهمیت میدم !!!!!!!(جک سال) می خوام عین آدم بشینم سر درسام البته دور از جون ادم

متاسفانه این آخرین آپ وبلاگ هست البته برای آخرین روز ۳ تا پست جدید و توپ گذاشتم تا حال کنین

 اگر عمری بود   تابستونه بعدی با مطالب جدید و زیبا تر در خدمدتون خواهم بود

از همتون ممنونم که تو این دو ماه منت بر سر من گذاشتین و بهم سر زدین

باعث افتخار منه که همچین دوستای گلی دارم

برای تک تکتون آرزوی موفقیت و شادی می کنم

و امیدوارم که سال دیگه ام با هم باشیم

خیلی دوستون دارم

دلم براتون تنگ می شه

 

مواظب خودتون باشید

bye bye

 

 لطفا از 3 مطلب آخر دیدن کنید _____مرسی

 

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 1:12 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

تو دانشگاه چی می گذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه مي‌خواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .


اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .


حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را مي‌فرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.

ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد:



سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردمي‌سوزد.


حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفه‌ها را به هم گره زده‌اند و ازپنجره‌ي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي مي‌گذرد مي‌آيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول مي‌كنند. پليس به طرف او مي‌آيد و چند روز بعد به پسرك مي‌گويد ما اصلا شما را نديده بوديم.


سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا مي‌شوند نه كك اين ميگزه نه اون.


سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشسته‌اند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).


ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها مي‌سوزه و براي آنها سوپ مياره.

پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي مي‌كنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه مي‌برند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر مي‌كنند كه اينها ديگه آدم شده‌اند و با تعارف سوپ را مي‌گيرند. غافل از اينكه پسرها...


حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!

آخرین پست تابستون 1389 نمی خوای نظر بدی؟؟؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 0:41 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

 

تست برای استخدام کارمند جدید

آجر را در اتاقی بسته بگذار.400

. کارمندان جدید را در اتاق بگذار و در را ببند.

- آنها را ترک کن و بعد از 6 ساعت برگرد.


سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:

 

الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمرند آنها را بخش حسابداری بگذار.

 

ب: اگر آنها از نو (برای بار دوم) دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار.

 

س: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند،(گند زده اند) آنها را در بخش مهندسی بگذار.

د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار.

ای: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار.

 

اف: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار.

جی: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار.

اچ: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار.

 

آی:اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام

جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت

حقوق و دستمزد بگذار.

جی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگداز .

 

کا: اگر آنها به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار.

 

ال: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند: بدون هیچ نشانه ای از تکان

خوردن آجرها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده

 

نظرت چیه؟؟؟؟؟

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 0:40 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

سیر تکاملی پسرا

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي


سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد

 

سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با

راکت تنيس هم گيتار مي زنن

سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون

روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن

سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه

سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن

سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده

سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن

سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن

سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه

سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت

سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست

سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟

سن 27 سالگي : آخيش

سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

نظر نمیدی؟؟؟

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 0:35 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

ایول به مامان هاااا

- مامان - بعله ؟ - من مي‌خوام به دنيا بيام ... - باشه

-
مامان - بعله ؟ - من شير مي‌خوام - باشه

-
مامان - بعله ؟ - من جيش دارم - خب

-
مامان - بعله ؟ - من سوپ خرچنگ مي‌خوام - چشم

-
مامان - بعله ؟ - من ازون لباس خلباني‌ها مي‌خوام - باشه

-
مامان - بعله؟ - من بوس مي‌خوام - قربونت بشم

-
مامان - جونم ؟ - من شکلات آناناسي مي‌خوام - باشه

-
مامان - بعله ؟ - من دوست‌دختر مي‌خوام - خب

-
مامان - بعله ؟ - من يه خط موبايل مي‌خوام با گوشي سوني - چشم

-
مامان - بعله ؟ - من يه مهموني باحال مي‌خوام - باشه عزيزم

-
مامان - بعله ؟ - من زن مي‌خوام - باشه عزيز دلم

-
مامان - بعله ؟ - من ديگه زن نمي‌خوام - اوا ... باشه

-
مامان - .. بعله - من کوفته تبريزي مي‌خوام - چشم

-
مامان - بعله ؟ - من بغل مي‌خوام - بيا عزيزم

-
مامان - بعله ؟ - مامان - بعله - مامان - ... جونم ؟ - مامان حالت خوبه ؟ - آره

-
مامان ؟ - چي مي‌خواي عزيزم ؟ - تو رو مي‌خوام .. خيلي - ...

***

- بابا - بعله ؟ - من مي‌خوام به دنيا بيام - به من چه بچه .. به مامانت بگو

-
بابا - هان؟ - من شير مي‌خوام - لا اله الا الله

-
بابا - چته ؟ - من از اون ماشين کوکي‌هاي قرمز مي‌خوام - آروم بگير بچه

-
بابا - اههههه - من پول مي‌خوام - چي ؟؟؟؟ !!!

-
بابا - اوهوم ؟ - منو مي‌بري پارک ؟ - من ماشينمو نمي‌برم تو پارک تو رو ببرم ؟

-
بابا - هان ؟ - من زن مي‌خوام - اي بچه پررو .. دهنت بو شير مي‌ده هنوز

-
بابا - .... - من جيش دارم - پوففف

-
بابا - درد - من زن نمي‌خوام - به درک

-
بابا - بلا - بابا - زهرمار - من يه اتاق شخصي مي‌خوام - بشين بچه

-
بابا - مرض - منو دوست داري - ها ؟

-
بابا - ... - بابا - خررر پفففف - بابا - خفه - بابا - جونت در بياد

-
بابا - ديگه چته ؟ - من مامانمو مي‌خوام

 

انقدر حال کردی که نظر بدی؟؟؟؟؟؟؟

[ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 0:17 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

چگونه لج شوهرتان را دربياوريد

 

:با ماشين ريشتراشي اش خيار رنده کنيد

:وقتي روزها خسته مي آد خونه تلفن بزنديد به شمسي خانوم و تا شب غيبت کنيد

:يه ليست از اسامي مردان تهيه کنيد و جلوي هر کدوم يه قرار ملاقات بنويسيد و بزنيد رو در يخچال.

:شلوارش رو به همراه مدارک وپاکت سيگارش داخل ماشين لباسشويي بندازين

:وقتي مي خواهيد بريد خريد مانتو قرمز و روسري زرد گل گلي تون را بپوشيد

نظرت چیه ؟؟؟؟؟

[ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 0:12 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

رنگ کفش = شخصیت فوتبالیست

سياه: کاملا حرفه اي. اين فوتباليست خودمختار است و مي تواند امنيت ساير بازيکنان را تامين کند. اين کفشها براي کاپيتان تيم بسيار مناسب است. کسي که هميشه سياه مي پوشد هرگز عقيده خود را تغيير نخواهد داد

.

سفيد: استاد. نماد نور و اطمينان. سفيد نشان مي دهد که فوتباليست از استعداد بدون بحثي برخوردار است و توانايي پراکندن نور نبوغ حرفه اي خود را دارد

.

قرمز: سيب زميني جوشان. کسي که در غليان احساسات غوطه ور است. هميشه مخالف با ديگران است. بسيار تند و بي پروا و اغلب زود خشم است. يک بازيکن کاملا عالي است و واکنشهاي هولناکي از خود بروز مي دهد

.

آبي: باتجربه. انتخاب مطلوبي براي فوتباليستهاي با تجربه 33 ساله اي که توانايي انتقال آرامش خود را به قهرمانان دارد و آرامش وي دروني است

.

سبز: معما. کسي که در بسياري از بازيهاي تيم ملي شرکت مي کند و از شانس بالايي در اين رقابتها برخوردار است. اين فوتباليست نه تنها در ميدان فوتبال بلکه از نظر شخصيتي نيز گونه اي معما است. قادر است يک هفته به تنهايي تيم را برنده کند ولي هفته بعد هيچ موفقيتي به دست نياورد. به طور خلاصه هنرمند کلاسيک توپ است.

 

زرد: لوده و بانمک. روح و قلب تيم است. اين فوتباليست خوش بين و نشاط انگيز است و به نظر مي رسد هيچ چيز نمي تواند خوش خلقي وي را از بين ببرد. انرژي و اشتياق اين بازيکن زماني که گل مي زند به اوج خود مي رسد و معمولا پس از گل زدن حرکات جالب نمايشي از خود نشان مي دهد

.

قهوه اي: سازماني شده. در کل مدافعي است که پاهايش روي زمين است. قهوه اي رنگ خاک است و اگر يک مربي زيرک وي را به عنوان کاپيتان انتخاب کند با حس وظيفه اي که دارد مي تواند آرامش را به تيم هديه کند.

طلايي: پسر طلايي. اين بازيکن قهرمان طلايي تيم است

.

نقره اي: مرغ بدون سر. بازيکني با انرژي خستگي ناپذير. نقره اي رنگ ماه است و ايده نور و تعادل را مي دهد. بنابراين بازيکني که اين رنگ را انتخاب مي کند با ثبات است

.

نارنجي: غيرعادي. سمبل آزادي حتي از نظر احساسي. اين رنگ به معني نيروي محرک غيرعادي و فوري است. نارنجي همچنين آرزوي قوي فرديت قهرمان گرايي را نشان مي دهد که و بنابراين مي تواند به دفعات خطاهايي را انجام دهد.

نظر نمی دی ؟؟؟؟؟؟

[ جمعه بیست و ششم شهریور 1389 ] [ 0:2 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

با شنيدن شغل هر کس ميگوييم...................

کارمند بانک: مي توني يه وام واسه ما جور کني؟


مهندس کامپيوتر: من کامپيوترم ويروسي شده مي‌توني ويندوزم رو عوض کني؟


پزشک عمومي: مي‌توني براي چهارشنبه که بچه‌ام نرفته مدرسه يه گواهي بنويسي؟


دندانپزشک: بيا اين دندون عقل من رو نگاه کن ببين بايد بکشمش يا پرش کنم؟


تعميرکار ماشين: اين ماشين من نمي‌دونم چرا هي صداي اضافي مي‌ده، مي‌توني بياي يه نيگا بهش بندازي؟


بازيگر: واسه کسايي که ميخوان بازيگر بشن چه نصيحتي داريد؟


مدير يه جايي: مي‌شه واسه اين بچه ما يه کار جور کني؟

 

موبایل فروش:آقا این موبایل ما رو می تونی با 5530 عوض کنی

معلم: اين بچه ما يه خورده تو رياضي‌اش ضعيفه مي‌شه اين پنج‌شنبه‌ي قبل از امتحان رياضي‌اش شام تشريف بيارين خونه ما درضمن اين اتحادارو هم يه بار براش بگين؟


نماينده مجلس: اين خواهرزاده ما خيلي پسر گليه مي‌خواد زن بگيره مي‌شه کمک کنيد معافي اين بچه‌رو بگيريم؟


کارمند سازمان سنجش: سؤالاي کنکور سال بعد رو نداري؟


نويسنده: يه روز بيا سر فرصت قصه زندگيمو برات تعريف کنم کتابش کني


معمار: اين خونه مون بايد کفش سراميک شه و آشپزخونه‌اش اُپن، فکر مي‌کني چند روزه تموم مي‌کني؟


طلا فروش: الان اوضاع سکه چجورياس؟


اقتصاد‌دان: بالاخره اين بنزين رو مي‌خوان چي‌کار کنن؟ يه سوال ديگه: مي‌دوني اصلاً‌ درآمد نفتي ايران چقده؟


وکيل: من اگه بخوام حضانت بچه‌ام رو بگيرم چي‌کار بايد بکنم؟


روان‌شناس: من الان يه چند وقتيه بچه‌ام شبا جاشو خيس مي‌کنه، شوهرم هم شيش

ماهه خونه نيومده، خودمم فکر کنم افسردگي گرفتم، حالا چي‌کار مي‌توني برام

بکني؟

تايپيست: يه پايان نامه دارم ??? صفحه اصلاً وقت ندارم تايپش کنم،‌ نظر تو چيه؟

نظر یادت نره هاااا+++++++++++ دمت گرم

[ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 ] [ 23:57 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

تست بده ببین باحالی یا نه

برنامه جديدي براي اندازگيري باحال و خودموني بودن افراد نوشته شده است. از کساني که خواهان انجام

تست با اين برنامه هستن خواهشمنديم قبل از آزمايش به موارد زير توجه کنند؛


آرامش خود را حفظ و ذهن خود را از ناملايمات تخليه کنند.


کل عمليات را به آرامي انجام دهيد


از شروع تا پايان تست لطفاً چشم خود را از صفحه مانيتور برنداريد.

در صورت مثبت بودن نتيجه اين تست را به دوستان خود توصيه کنيد.



در حال پردازش…. لطفاً به آرامي به پايين صفحه مراجعه کنيد
?%
?%
?%
?%
?%
?%
?%
?%
?%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
??%
???%

پردازش انجام شد.

نتيجه...................... ..
خيلي باحالي رفيق

[ یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ] [ 1:33 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

ضدحال های اینترنتی

۱- می ری تو یه وبلاگی میبینی موزیک قالبش آهنگ شماعی زاده هست!


۲-یه فایل زیپ دانلود می کنی به جز آنفلوانزای مرغی تمام ویروسها توشن


۳-تو جستجو گر گوگل تایپ می کنی کرگدن.عکس خودتو پیدا می کنه


۴-بعد از کلی کار و خستگی می ری اینترنت می بینی یاهو و گوگل هم فیلتر شدن


۵-داری واسه استادت ایمیل(التماس و پاچه خواری واسه نمره) میزنی.یهو کارتت تموم میشه


۶-سایت رو با هزار بدبختی تو گوگل سرچ میکنی موقع جستجو می افته صفحه 400!


۳-۷ ساعت یه فایل و دانلود می کنی (بدو ن DAP)به 99 در صد که می رسی یهو reset می شی.


۸-رو لینک بالای 18 سال کلیک می کنی یهو می ری تو سایت عمو پورنگ!

 

نظر نمی دی؟

 

 

[ یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ] [ 1:20 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

بهانه‌هاي پسرانه

ده تا از بهترين بهانه‌های دوست پسرها برای خلاص شدن از دست دوست دخترها و معنی واقعی اونها!

-
تو برای من مثل خواهر می‌مونی! (يعنی:خيلی زشتی

فاصله سني‌مون کمی زياده. (يعنی:خيلی زشتی

- من به تو علاقه به «اونصورت» ندارم. (يعنی:خيلی زشتی

-
من الان توی موقعيت بدی از زندگيم هستم. (يعنی:خيلی زشتی

-
دوست دختر دارم. (يعنی:خيلی زشتی

من با خانمهای همکارم بيرون نمی‌رم. (يعنی:خيلی زشتی

-
تقصير تو نيست، تقصير منه! (يعنی:خيلی زشتی

من الان توجهم به کارمه! (يعنی:خيلی زشتی

-
من تصميم گرفتم مجرد بمونم. (يعنی:خيلی زشتی

-
بهتره فقط با هم دوست معمولی باشيم (يعنی: بطور وحشتناکی زشتی

 

چرا اینقدر این دخترا مظلومن الهی بمیرم براشون

[ یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ] [ 1:6 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

عید فطرsms

 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

 

خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم

 

چه زود رفت اين رمضان عمر ما ...... پس ، بر لب جوی نشين و گذر عمر بين .

 

رمضان آمد و روان بگذشت .......... بود ماهي به يک زمان بگذشت

 

کسان که در رمضان چنگ مي شکستند ؛ نسيم گل بشنيدند و توبه بشکستند

 

در اين بهار رحمت و غفران و مغفرت .......... خوشبخت آن کسی است که بخشيده می شود

 

عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد، پس درون خودمان را اصلاح کنیم

 

عید فطر روز پاداش گرفتن و رویت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است

 

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه

 

خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

سرکاری عید فطر sms

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

 

با پایان یافتن ماه رمضان، درهای رحمت خداوند بسته می شوند، مواظب باش لای در گیر نکنی

 

عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم

 

منو تو ذهنت تصور کن

تونستی؟؟؟؟؟؟؟

عید فطر و به شما تبریک میگم شما موفق شدید ماه رو ببینید

 

به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر، به کسانی که اسمشون سعید هستش، هدیه نمیدن؟

 

با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
.
وقتی که صدای ربنا می آید

 

با فرا رسیدن عید سعید فطر امشب همه ی اصفهانی ها در اقدامی عجیب بیرون از خانه خوابیدند تا فطریه ی خود را نپردازند

 

عید سعید فطر بر شما دوستای گلم مبارک باشه

نظر میدی؟؟؟؟

[ پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 ] [ 2:27 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

مشخصات یه پسر خوب (عمرا اگه پیدا کنی)

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد .

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده وخود شیرینی بازی در نمی آورد.


يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به مانند آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود .


يک پسر خوب دکمه هاي پیراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند .


يک پسر خوب روزي ۳بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند .


يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان بانک مسکن باز کند و به فکر ۱۰۰ سالگي خود باشد.


يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وب لاگ نويس شد بر حسب اتفاق از هر ۱۰ کامنت او ۹ عددش متعلق به دختران نيست .


يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولد هايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمي آورد.


يک پسر خوب تا قبل از ازدواج ۵۰ بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند .


يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس ۱۱۰ تماس حاصل مي کند.


يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و ۶ متر به بالا نميپرد .


يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک از قبيل عطریات زنانه نميدهد .

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه ۳ ساعت جلوي آئينه نايستاده و موهای خود را سیخ سیخی نمیکند .


يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد .


يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي٬وزارت بهداشت٬ وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد .

 

يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند .


يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني ۱۸ تا ۲۸ سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند(تاکید میکنم فقط برای رضای خدا این کار را میکند).

یک پسر خوب بجای مصرف قرص اکس ، استامینافون مصرف میکند تا به تعادل برسد نه اینکه تعادلش را از دست بدهد.

با عرض پوزش از تمامی آقا پسرای با حال فقط شوخی بود

بچه با حالاش نظر بدن

[ سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ] [ 22:17 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

بیا تست بده ببینیم باهوشی یا نه؟؟؟؟؟؟؟(تست هوش)

چهار تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بزار ببینیم، چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر.....


سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

پاسخ:
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.



سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟

جواب:
اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)

شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟


سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000
تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟



به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.
مشخصتاً امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: -Nana 4- Nene 3- Nini 2- Nono.1 اسم پنجمی چیه؟


nunu
جواب:؟؟؟؟؟


نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.



بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا.

ایول بابا !!!!!!

حالا که باهوشی نظر تو بگو

[ سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ] [ 22:9 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]

به نام خدا

راه های عصبانی کردن خانواده

علم ثابت کرده که غذا رو بمالی به صورتت خوشمزه تر می شه

خودتو خسته نکن که فرق آره و نه را یاد بگیری

همیشه دو تا شیرینی بردار با هر دستت یکی

سینه خیز برو تو جاهای تنگ و تاریک که دست مامان بهت نرسه

اون لیوان پلاستیکی که سرش چند تا سوراخ داره می دونی اسمش چیه : آب پاش

ـ مداد شمعی هاتو گاز بزن نترس گلم اونا به هیچ وجه سمی نیستند

اگه گفتی کاغذ توالت چند متره ؟

می تونی واسه خوابیدنت شرط بذاری مثل اینکه همه جک و جونورات باهات بیان تو رختخواب

یاد بگیر در توالت و از تو قفل کنی و جیغ بزنی

شب که می خوای بخوابی وانمود کن که ترسیدی مامان و مجبور کن تا گوشه کنار اتاقت و بگرده تا هیولا را پیدا کنه وقتی همه جا رو گشت و رفت بیرون پنج دقیقه صبر کن دوباره جیغ بکش تا بیاد همه جا رو بگرده

یاد بگیر در یخچال و خودت باز کنی نمی دونی انداختن تخم مرغ روی زمین چه کیفی داره

آرد + آب = ماکارونی

برو جلوی میز توالت مامان و رنگهای قشنگو روی خودت امتحان کن خیلی قشنگ میشی

وقتی در حال کار خرابی هستی مامان می پرسه چه کار میکنی؟ بگو هیچی مامان جونم

وقتی با مامان میری رستوران همه ظرفها رو بنداز زمین

مامان عاشق نقاشی های تست دیوارهای اتاقشو

وقتی مامان جاروبرقی رو روشن میکنه از ترس جیغ بکش

وقتی مامان بند کفشتو می بنده هی لگد بزن دفعه دیگه کفش بی بند برات می خره

وقتی با مامان میری مهمونی برو سراغ چیزای شکستنی

نظر یادت نره ها

[ سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ] [ 22:4 ] [ mozhdeh .kh ] [ ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

با سلام به جووناي باحال!!!! اميدوارم مطالب اين وبلاگ شما رو شاد كنه
امکانات وب


آگهی انجمن بهترین وبلاگ

انجمن آگهی بهترین کد قالب وبلاگ

افزایش امتیاز وبلاگ

جایزه ویژه : تبدیل وبلاگ به سایت
وبلاگSponsered By :

قالب کد وبلاگ قالب وبلاگ



.



فال امروز


تعبیر خواب آنلاین

آمار سایت

جاوا اسكریپت

  • پاپو مارکت
  • آسان دی ال